فرمانده نیروی هوایی سوئد درباره جنگندههای نسل بعدی و نقش ضد پهپادی جنگنده «گریپن» صحبت میکند
در 10 اکتبر 2024، در پایگاه هوایی آندراویدا در نزدیکی آندراویدا، یونان، خدمه زمینی جنگندههای گریپن نیروی هوایی سوئد را در طول رزمایش ناتو Ramstein Flag 24 آماده میکردند. از دسامبر 2022، سرلشکر یوناس ویکمن به عنوان فرمانده نیروی هوایی سوئد خدمت میکند و بر یک برنامه نوسازی گسترده با هدف ارتقای قابلیتهای عملیاتی جدید و در عین حال ارتقای پیوستن این کشور به عنوان عضو جدید ناتو نظارت دارد. او بیش از 2700 پرسنل نظامی و ناوگانی رو به رشد از جنگندههای گریپن را رهبری میکند، با هدف بلندمدت رسیدن به مجموع 120 جنگنده، از جمله ترکیبی از مدلهای قدیمیتر C/D و مدلهای جدید E. این کشور اسکاندیناوی همچنین قصد دارد هزینههای دفاعی خود را تا سال 2026 به میزان 2.9 میلیارد دلار افزایش دهد که 18 درصد افزایش نسبت به سال 2025 دارد. فرمانده نیروی هوایی سوئد در مصاحبهای پیش از سال نو پیش رو، بینشهایی را در مورد وضعیت فعلی برنامه جنگنده آینده سوئد، قابلیتهای جنگ الکترونیک جدید مجهز به جنگنده گریپن E، بزرگترین تهدیدات برای امنیت سوئد، اولویتهای کاری خود و دیدگاههای خود در مورد علاقه کانادا به خرید هواپیماهای ساخت سوئد به اشتراک گذاشت. این مصاحبه برای اختصار و وضوح ویرایش شده است. با توجه به اینکه شرکت ساب قراردادی برای ادامه تحقیقات مفهومی برای توسعه این فناوری دریافت کرده است، برنامه فعلی جنگنده آینده سوئد چگونه پیش میرود؟ یک سال پیش، شما به فکر ترکیبی از بالهای وفادار یا پهپادها بودید. اکنون چه فکر میکنید؟ در مورد جهتگیری کلی توسعه پلتفرم جنگنده نسل بعدی، ما هنوز در همان مرحله هستیم. ما همچنان در دانش و انعطافپذیری سرمایهگذاری میکنیم تا بهترین گزینه را برای خود انتخاب کنیم. آنچه میتوانم به شما بگویم این است که ما از نظر سیاسی آماده خواهیم بود تا نظرات خود را در این مورد در سال آینده ارائه دهیم. بر این اساس، معتقدم که ما یک موضع ملی صحیح را در حین پیشبرد برنامه اتخاذ خواهیم کرد. وقتی صحبت از سیستمهای بدون سرنشین میشود، یک چیز افزایش یافته است – علاقه ما به ادغام دانش جدید در قابلیتها و اقدامات عملیاتی موجود. ما در ابتدا قصد داشتیم گزینهها را بررسی کنیم، انتخابهایی را برای سیاستمداران ارائه دهیم، منتظر تصمیمات آنها باشیم و سپس به پلتفرم یا بخش سیستم بعدی جنگندههای مشارکتی برویم. ما متوجه میشویم که اگر فناوریهای جدید در این فرآیند توسعه یابند، ممکن است نتوانیم برای معرفی سایر پلتفرمهای بدون سرنشین اینقدر منتظر بمانیم.
![]()
به عنوان مثال، در توسعه هواپیمای گریپن D، ما نیز به همین مفهوم پایبند هستیم - هر زمان که یک عملکرد یا نرمافزار جدید برای مدل E توسعه دهیم، در اسرع وقت آن را به مدلهای قدیمیتر معرفی خواهیم کرد. در این مرحله، آیا میتوانید گزینههای زیر را با توجه به ترجیحات یا امکانسنجی خود رتبهبندی کنید: توسعه جنگندههای داخلی؛ تشکیل یک سرمایهگذاری مشترک با سایر کشورها یا شرکتها؛ خرید طرحهای موجود و تولید آنها در سوئد تحت لیسانس؟ این سوالی است که من همیشه نتوانستهام به آن پاسخ دهم. بخشی از دلیل این است که پاسخ ما پیچیدهتر از آن سه گزینه خواهد بود. علاوه بر این، به این روش ارزیابی نخواهد شد. نتیجه احتمالاً نوعی همکاری، یک پروژه ملی خواهد بود که عناصر مختلفی را ترکیب میکند. ما همچنین ملزم به اطمینان از امکانسنجی همه این جایگزینها هستیم. به عنوان یک فرد، میتوانستم بر اساس افکار خودم به شما پاسخ دهم، اما این روش درستی برای پیشبرد این فرآیند نخواهد بود. ما هنوز در حال بررسی این سه جنبه در اصل هستیم. یک چیزی که همیشه نگران آن بودهام این است که این طرح ممکن است بیش از حد پلتفرم محور باشد، اما ما (سوئد) یک سنت تاریخی و فرهنگی داریم که ما را از انجام این کار باز میدارد. در عین حال، ما همچنین باید عملیات زمینی، وظایف فرماندهی و کنترل را در نظر بگیریم و به آنها اهمیت دهیم و چگونه آنها را کاملاً با پلتفرم جدید مطابقت دهیم. با توجه به ارتقای مجموعه جنگ الکترونیک جنگنده جدید گریپن E، بیشتر منتظر چه عملکردهایی هستید؟ ما مشتاقانه منتظر فناوری طیف جنگ الکترونیک مجهز به آن هستیم، زیرا انتظار دارم این به مزیت اصلی هواپیما تبدیل شود. برای ما، چه قابلیتهای حفاظتی و پنهانکاری باشد و چه قابلیتهای تهاجمی، این نوع قابلیتها از اولویتهای اصلی هستند. مجموعه جنگ الکترونیک در ارتباط با حسگرهای متعدد کار میکند، اطلاعات داخلی و خارجی را از طریق شبکه به اشتراک میگذارد و دریافت میکند و این اطلاعات را به سایر پلتفرمها ارائه میدهد - که بسیار شبیه F-35 است. من فکر میکنم حوزههای عملیاتی ما یکسان است. با این قابلیتهای جدید، میتوانیم عمیقتر در نبردها شرکت کنیم، بر حریفان به روشی تهاجمیتر تأثیر بگذاریم و در عین حال این دادهها را به «چشم جهانی» و سایر تیراندازان و حسگرها ارسال کنیم. به همین دلیل است که ما مشتاق به دست آوردن این قابلیت هستیم، زیرا به این معنی است که میتوانیم به تهدیدات نزدیکتر عمل کنیم. من فکر میکنم اکثر مردم قدرت نسخه E را در این نبرد دست کم میگیرند. آنچه من به دنبال آن هستم، طیف وسیعی از قابلیتها است، نه یک روش واحد. به عنوان مثال، قابلیت واقعی عدم شناسایی، که میتواند به روشهای متعددی به دست آید - سطح مقطع راداری کوچک، ویژگیهای پنهانکاری، مجموعه جنگ الکترونیک. نسخه E دارای قابلیتهای قوی در عدم شناسایی، فریب یا تأثیرگذاری بر سایر حسگرها است. بزرگترین تهدید برای امنیت سوئد در حال حاضر چیست؟ برای ما، ما به وضوح میبینیم، و فکر میکنم در همه سطوح بسیار واضح هستیم، که تهدید برای امنیت ما بدون شک از جانب روسیه است. یک درگیری سیستمی بین جمع غربی و روسیه وجود دارد. بزرگترین چالش برای نیروی هوایی در سال آینده چه خواهد بود؟ اولویتهای کاری شما برای سال 2026 چیست؟ من فکر نمیکنم در وضعیت دشواری باشیم، اما سرعت توسعه قابلیتهای ملی واقعاً افزایش یافته است، و این چیزی است که ما باید با آن سازگار شویم. برای رسیدن به هدف هزینههای دفاعی اصلی که تا سال 2030 به 3.5 درصد از تولید ناخالص داخلی میرسد، به این معنی است که ما باید سطح عملیاتی بالایی را در سطح ملی حفظ کنیم و در عین حال سطح عملیاتی بالایی را به عنوان یک متحد حفظ کنیم. اولویت ما برای تبدیل شدن به یک مشارکتکننده خالص در ناتو بسیار بالاست. به همین دلیل است که نیروی هوایی و نیروی دریایی سوئد امسال دو مأموریت در لهستان انجام دادهاند و سال آینده دوباره به لتونی اعزام خواهند شد. ما باید منابع نیروی هوایی را متعادل کنیم و آموزش را تنظیم کنیم تا بتوانیم قابلیتهای خود را توسعه دهیم و در عین حال مأموریتهای رزمی و آموزشی را انجام دهیم. وقتی به لهستان رفتیم، اهداف قابلیت را تعیین کردیم. واحد جنگنده پرسنل و تجهیزات اضافی را به همراه داشت و برخی از کارهای تحقیق و توسعه را در عملیات هوایی و زمینی انجام داد. من فکر میکنم این روش درستی برای حرکت به سمت آینده است، زیرا ما فقط یک نیرو داریم. آنچه همچنین هیجانانگیز است این است که در سال 2026 صدمین سالگرد خدمت را جشن خواهیم گرفت. شما اشاره کردید که اوایل امسال، جنگندههای گریپن در مأموریت پلیس هوایی ناتو در لهستان شرکت کردند که اولین استقرار آنها در خارج از کشور بود و به موفقیت رسید. در طول برخی از مأموریتها، هواپیما قادر به شناسایی و حمله به اهداف بسیار کم سرعت و کند بود. آیا این یک حالت رزمی است که شما بیشتر و بیشتر تمرین میکنید؟ بله، اما این سوال کمی پیچیده است. یکی از دلایل این است که رادارهای اصلی ما از نسل قبل بودند، بنابراین نمیتوانستند چنین اهداف متحرک کوچکی را شناسایی کنند. در عملیات در لهستان، مأموریت دوم ما شامل محافظت از یک مرکز لجستیکی بسیار مهم بود، که به این معنی بود که چنین اهدافی وجود داشتند. در اینجا، من به پهپادهای «شاهد» به عنوان بخشی از مأموریت فکر میکنم. بنابراین، ما مجبور بودیم تأیید کنیم که آیا میتوانیم با موفقیت این نوع اهداف را شناسایی و مورد حمله قرار دهیم یا خیر. قبل از استقرار، ما یک برنامه تأیید سریع انجام دادیم. این کار از منظر تاکتیکی یا فنی کار آسانی نبود. سرعت پرواز آنها نسبتاً کم است، که برای ما یک مشکل است، زیرا ما در اصل برای حمله به اهداف متحرک کوچک طراحی نشده بودیم. این بدان معناست که ما باید برای این کار آموزش ببینیم و اطمینان حاصل کنیم که قابلیتهای فنی برای شناسایی و حمله به این اهداف را داریم. و ما این کار را کردیم. اکنون تأیید کردهایم که جنگندههای گریپن و نیروهای ما میتوانند این کار را انجام دهند، و این نیز بخشی از قابلیتهای ما (در برابر پهپادهای «شاهد») است. با توجه به اینکه کانادا در حال بررسی خرید جنگندههای گریپن به جای F-35 به عنوان جنگندههای نسل بعدی خود است، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا فکر میکنید فضایی برای همکاری بیشتر بین دو طرف وجود دارد؟ من واقعاً نمیخواهم به آن فکر کنم. من با فرمانده نیروی هوایی سلطنتی کانادا گفتگوی خوبی داشتم و اطمینان حاصل کردم که تمام تبادلات اطلاعاتی لازم را داریم و در مورد پلتفرم [گریپن] درک یکسانی داریم. این تصمیمی است که آنها باید بگیرند و من به تمام عوامل مربوطه، اعم از سیاسی، فنی یا فناوری احترام میگذارم. این اصلاً در نظر من نیست. اگر در مورد خرید جنگندهها صحبت نکنیم، فکر میکنم فضای همکاری آینده بین ما (کانادا و سوئد) قطعاً افزایش خواهد یافت. هر دوی ما در ساخت ستاد لجستیک جدید در انکوپینگ، سوئد (برای پشتیبانی از منطقه عملیاتی شمال غربی ناتو) مشارکت داریم، که یک پایگاه مشترک برای گفتوگو در مورد تهدیدات همپوشان خواهد بود. سوئد و کانادا از هم دور هستند، اما هر دو به محیط جغرافیایی یکسان علاقه داریم و شباهتهای زیادی در فرهنگ و طرز فکر داریم. هر دو طرف معتقدند که تقویت همکاری بین نیروهای هوایی ما فواید زیادی خواهد داشت. پیوستن سوئد به ناتو و پذیرش فرماندهی ناتو نیز به این معنی است که ما بیشتر ملاقات خواهیم کرد.
فرمانده نیروی هوایی سوئد درباره جنگندههای نسل بعدی و نقش ضد پهپادی جنگنده «گریپن» صحبت میکند
در 10 اکتبر 2024، در پایگاه هوایی آندراویدا در نزدیکی آندراویدا، یونان، خدمه زمینی جنگندههای گریپن نیروی هوایی سوئد را در طول رزمایش ناتو Ramstein Flag 24 آماده میکردند. از دسامبر 2022، سرلشکر یوناس ویکمن به عنوان فرمانده نیروی هوایی سوئد خدمت میکند و بر یک برنامه نوسازی گسترده با هدف ارتقای قابلیتهای عملیاتی جدید و در عین حال ارتقای پیوستن این کشور به عنوان عضو جدید ناتو نظارت دارد. او بیش از 2700 پرسنل نظامی و ناوگانی رو به رشد از جنگندههای گریپن را رهبری میکند، با هدف بلندمدت رسیدن به مجموع 120 جنگنده، از جمله ترکیبی از مدلهای قدیمیتر C/D و مدلهای جدید E. این کشور اسکاندیناوی همچنین قصد دارد هزینههای دفاعی خود را تا سال 2026 به میزان 2.9 میلیارد دلار افزایش دهد که 18 درصد افزایش نسبت به سال 2025 دارد. فرمانده نیروی هوایی سوئد در مصاحبهای پیش از سال نو پیش رو، بینشهایی را در مورد وضعیت فعلی برنامه جنگنده آینده سوئد، قابلیتهای جنگ الکترونیک جدید مجهز به جنگنده گریپن E، بزرگترین تهدیدات برای امنیت سوئد، اولویتهای کاری خود و دیدگاههای خود در مورد علاقه کانادا به خرید هواپیماهای ساخت سوئد به اشتراک گذاشت. این مصاحبه برای اختصار و وضوح ویرایش شده است. با توجه به اینکه شرکت ساب قراردادی برای ادامه تحقیقات مفهومی برای توسعه این فناوری دریافت کرده است، برنامه فعلی جنگنده آینده سوئد چگونه پیش میرود؟ یک سال پیش، شما به فکر ترکیبی از بالهای وفادار یا پهپادها بودید. اکنون چه فکر میکنید؟ در مورد جهتگیری کلی توسعه پلتفرم جنگنده نسل بعدی، ما هنوز در همان مرحله هستیم. ما همچنان در دانش و انعطافپذیری سرمایهگذاری میکنیم تا بهترین گزینه را برای خود انتخاب کنیم. آنچه میتوانم به شما بگویم این است که ما از نظر سیاسی آماده خواهیم بود تا نظرات خود را در این مورد در سال آینده ارائه دهیم. بر این اساس، معتقدم که ما یک موضع ملی صحیح را در حین پیشبرد برنامه اتخاذ خواهیم کرد. وقتی صحبت از سیستمهای بدون سرنشین میشود، یک چیز افزایش یافته است – علاقه ما به ادغام دانش جدید در قابلیتها و اقدامات عملیاتی موجود. ما در ابتدا قصد داشتیم گزینهها را بررسی کنیم، انتخابهایی را برای سیاستمداران ارائه دهیم، منتظر تصمیمات آنها باشیم و سپس به پلتفرم یا بخش سیستم بعدی جنگندههای مشارکتی برویم. ما متوجه میشویم که اگر فناوریهای جدید در این فرآیند توسعه یابند، ممکن است نتوانیم برای معرفی سایر پلتفرمهای بدون سرنشین اینقدر منتظر بمانیم.
![]()
به عنوان مثال، در توسعه هواپیمای گریپن D، ما نیز به همین مفهوم پایبند هستیم - هر زمان که یک عملکرد یا نرمافزار جدید برای مدل E توسعه دهیم، در اسرع وقت آن را به مدلهای قدیمیتر معرفی خواهیم کرد. در این مرحله، آیا میتوانید گزینههای زیر را با توجه به ترجیحات یا امکانسنجی خود رتبهبندی کنید: توسعه جنگندههای داخلی؛ تشکیل یک سرمایهگذاری مشترک با سایر کشورها یا شرکتها؛ خرید طرحهای موجود و تولید آنها در سوئد تحت لیسانس؟ این سوالی است که من همیشه نتوانستهام به آن پاسخ دهم. بخشی از دلیل این است که پاسخ ما پیچیدهتر از آن سه گزینه خواهد بود. علاوه بر این، به این روش ارزیابی نخواهد شد. نتیجه احتمالاً نوعی همکاری، یک پروژه ملی خواهد بود که عناصر مختلفی را ترکیب میکند. ما همچنین ملزم به اطمینان از امکانسنجی همه این جایگزینها هستیم. به عنوان یک فرد، میتوانستم بر اساس افکار خودم به شما پاسخ دهم، اما این روش درستی برای پیشبرد این فرآیند نخواهد بود. ما هنوز در حال بررسی این سه جنبه در اصل هستیم. یک چیزی که همیشه نگران آن بودهام این است که این طرح ممکن است بیش از حد پلتفرم محور باشد، اما ما (سوئد) یک سنت تاریخی و فرهنگی داریم که ما را از انجام این کار باز میدارد. در عین حال، ما همچنین باید عملیات زمینی، وظایف فرماندهی و کنترل را در نظر بگیریم و به آنها اهمیت دهیم و چگونه آنها را کاملاً با پلتفرم جدید مطابقت دهیم. با توجه به ارتقای مجموعه جنگ الکترونیک جنگنده جدید گریپن E، بیشتر منتظر چه عملکردهایی هستید؟ ما مشتاقانه منتظر فناوری طیف جنگ الکترونیک مجهز به آن هستیم، زیرا انتظار دارم این به مزیت اصلی هواپیما تبدیل شود. برای ما، چه قابلیتهای حفاظتی و پنهانکاری باشد و چه قابلیتهای تهاجمی، این نوع قابلیتها از اولویتهای اصلی هستند. مجموعه جنگ الکترونیک در ارتباط با حسگرهای متعدد کار میکند، اطلاعات داخلی و خارجی را از طریق شبکه به اشتراک میگذارد و دریافت میکند و این اطلاعات را به سایر پلتفرمها ارائه میدهد - که بسیار شبیه F-35 است. من فکر میکنم حوزههای عملیاتی ما یکسان است. با این قابلیتهای جدید، میتوانیم عمیقتر در نبردها شرکت کنیم، بر حریفان به روشی تهاجمیتر تأثیر بگذاریم و در عین حال این دادهها را به «چشم جهانی» و سایر تیراندازان و حسگرها ارسال کنیم. به همین دلیل است که ما مشتاق به دست آوردن این قابلیت هستیم، زیرا به این معنی است که میتوانیم به تهدیدات نزدیکتر عمل کنیم. من فکر میکنم اکثر مردم قدرت نسخه E را در این نبرد دست کم میگیرند. آنچه من به دنبال آن هستم، طیف وسیعی از قابلیتها است، نه یک روش واحد. به عنوان مثال، قابلیت واقعی عدم شناسایی، که میتواند به روشهای متعددی به دست آید - سطح مقطع راداری کوچک، ویژگیهای پنهانکاری، مجموعه جنگ الکترونیک. نسخه E دارای قابلیتهای قوی در عدم شناسایی، فریب یا تأثیرگذاری بر سایر حسگرها است. بزرگترین تهدید برای امنیت سوئد در حال حاضر چیست؟ برای ما، ما به وضوح میبینیم، و فکر میکنم در همه سطوح بسیار واضح هستیم، که تهدید برای امنیت ما بدون شک از جانب روسیه است. یک درگیری سیستمی بین جمع غربی و روسیه وجود دارد. بزرگترین چالش برای نیروی هوایی در سال آینده چه خواهد بود؟ اولویتهای کاری شما برای سال 2026 چیست؟ من فکر نمیکنم در وضعیت دشواری باشیم، اما سرعت توسعه قابلیتهای ملی واقعاً افزایش یافته است، و این چیزی است که ما باید با آن سازگار شویم. برای رسیدن به هدف هزینههای دفاعی اصلی که تا سال 2030 به 3.5 درصد از تولید ناخالص داخلی میرسد، به این معنی است که ما باید سطح عملیاتی بالایی را در سطح ملی حفظ کنیم و در عین حال سطح عملیاتی بالایی را به عنوان یک متحد حفظ کنیم. اولویت ما برای تبدیل شدن به یک مشارکتکننده خالص در ناتو بسیار بالاست. به همین دلیل است که نیروی هوایی و نیروی دریایی سوئد امسال دو مأموریت در لهستان انجام دادهاند و سال آینده دوباره به لتونی اعزام خواهند شد. ما باید منابع نیروی هوایی را متعادل کنیم و آموزش را تنظیم کنیم تا بتوانیم قابلیتهای خود را توسعه دهیم و در عین حال مأموریتهای رزمی و آموزشی را انجام دهیم. وقتی به لهستان رفتیم، اهداف قابلیت را تعیین کردیم. واحد جنگنده پرسنل و تجهیزات اضافی را به همراه داشت و برخی از کارهای تحقیق و توسعه را در عملیات هوایی و زمینی انجام داد. من فکر میکنم این روش درستی برای حرکت به سمت آینده است، زیرا ما فقط یک نیرو داریم. آنچه همچنین هیجانانگیز است این است که در سال 2026 صدمین سالگرد خدمت را جشن خواهیم گرفت. شما اشاره کردید که اوایل امسال، جنگندههای گریپن در مأموریت پلیس هوایی ناتو در لهستان شرکت کردند که اولین استقرار آنها در خارج از کشور بود و به موفقیت رسید. در طول برخی از مأموریتها، هواپیما قادر به شناسایی و حمله به اهداف بسیار کم سرعت و کند بود. آیا این یک حالت رزمی است که شما بیشتر و بیشتر تمرین میکنید؟ بله، اما این سوال کمی پیچیده است. یکی از دلایل این است که رادارهای اصلی ما از نسل قبل بودند، بنابراین نمیتوانستند چنین اهداف متحرک کوچکی را شناسایی کنند. در عملیات در لهستان، مأموریت دوم ما شامل محافظت از یک مرکز لجستیکی بسیار مهم بود، که به این معنی بود که چنین اهدافی وجود داشتند. در اینجا، من به پهپادهای «شاهد» به عنوان بخشی از مأموریت فکر میکنم. بنابراین، ما مجبور بودیم تأیید کنیم که آیا میتوانیم با موفقیت این نوع اهداف را شناسایی و مورد حمله قرار دهیم یا خیر. قبل از استقرار، ما یک برنامه تأیید سریع انجام دادیم. این کار از منظر تاکتیکی یا فنی کار آسانی نبود. سرعت پرواز آنها نسبتاً کم است، که برای ما یک مشکل است، زیرا ما در اصل برای حمله به اهداف متحرک کوچک طراحی نشده بودیم. این بدان معناست که ما باید برای این کار آموزش ببینیم و اطمینان حاصل کنیم که قابلیتهای فنی برای شناسایی و حمله به این اهداف را داریم. و ما این کار را کردیم. اکنون تأیید کردهایم که جنگندههای گریپن و نیروهای ما میتوانند این کار را انجام دهند، و این نیز بخشی از قابلیتهای ما (در برابر پهپادهای «شاهد») است. با توجه به اینکه کانادا در حال بررسی خرید جنگندههای گریپن به جای F-35 به عنوان جنگندههای نسل بعدی خود است، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا فکر میکنید فضایی برای همکاری بیشتر بین دو طرف وجود دارد؟ من واقعاً نمیخواهم به آن فکر کنم. من با فرمانده نیروی هوایی سلطنتی کانادا گفتگوی خوبی داشتم و اطمینان حاصل کردم که تمام تبادلات اطلاعاتی لازم را داریم و در مورد پلتفرم [گریپن] درک یکسانی داریم. این تصمیمی است که آنها باید بگیرند و من به تمام عوامل مربوطه، اعم از سیاسی، فنی یا فناوری احترام میگذارم. این اصلاً در نظر من نیست. اگر در مورد خرید جنگندهها صحبت نکنیم، فکر میکنم فضای همکاری آینده بین ما (کانادا و سوئد) قطعاً افزایش خواهد یافت. هر دوی ما در ساخت ستاد لجستیک جدید در انکوپینگ، سوئد (برای پشتیبانی از منطقه عملیاتی شمال غربی ناتو) مشارکت داریم، که یک پایگاه مشترک برای گفتوگو در مورد تهدیدات همپوشان خواهد بود. سوئد و کانادا از هم دور هستند، اما هر دو به محیط جغرافیایی یکسان علاقه داریم و شباهتهای زیادی در فرهنگ و طرز فکر داریم. هر دو طرف معتقدند که تقویت همکاری بین نیروهای هوایی ما فواید زیادی خواهد داشت. پیوستن سوئد به ناتو و پذیرش فرماندهی ناتو نیز به این معنی است که ما بیشتر ملاقات خواهیم کرد.